ریشه
ریشه

ریشه چطوری متولد شد؟

کیان، بنیانگذار ریشه، از تجربهٔ دور بودن از خانواده، یه سوال ساده، و روزهایی می‌گه که ریشه معنای دیگه‌ای پیدا کرد و به این سوال پاسخ میده که ریشه چطوری متولد شد.

کیان زارعبنیان‌گذار ریشه۳ دقیقه مطالعه
هم‌رسانی:
ریشه چطوری متولد شد؟

بعضی کسب‌وکارها از یه ایده شروع می‌شن. بعضی‌ها از یه فرصت تو بازار. بعضی‌ها هم از یه مسئله که اون‌قدر تکرار می‌شه که دیگه نمی‌تونین نادیده‌ش بگیرین.

ریشه برای من از همین جنس بود.

من خودم تجربهٔ زندگی خارج از ایران رو داشتم. تجربهٔ دور بودن از خانواده. فاصله‌ای که رو نقشه شاید فقط چند هزار کیلومتره، ولی وقتی پای زندگی واقعی وسط می‌آد، خیلی بزرگ‌تر از این حرف‌هاست.

وقتی از خانواده‌تون دور باشین، خیلی از کارهای ساده دیگه ساده نیستن.

اگه پدر یا مادرتون مریض بشن، نمی‌تونین خودتون سریع برین دکتر و همراهشون باشین. اگه کاری تو خونه داشته باشن، نمی‌تونین خودتون انجامش بدین. اگه بخواین چیزی براشون بفرستین، باید دنبال کسی بگردین که بشه بهش اعتماد کرد.

کم‌کم بخش بزرگی از رابطه‌تون با خانواده می‌شه تماس گرفتن، پیام دادن، پرس‌وجو کردن، و پیدا کردن آدم‌های مختلف برای کارهایی که خودتون نمی‌تونین انجام بدین.

هرچی بیشتر با آدم‌هایی که خارج از ایران زندگی می‌کنن حرف زدیم، بیشتر دیدیم این تجربه فقط مال ما نیست.

آدم‌هایی هستن که کیلومترها دور از خانواده‌شون زندگی می‌کنن، ولی بخش مهمی از زندگی‌شون هنوز به خونه وصله. پدر و مادرهایی هستن که تو ایران زندگی می‌کنن و بچه‌شون اون‌ور دنیاست. فاصله‌ای که تو زندگی روزمره، خودش رو با ده‌ها مسئلهٔ کوچیک و بزرگ نشون می‌ده.

ریشه از یه سوال ساده شروع شد:

می‌شه مراقبت از خانواده، وقتی ازشون دوریم، یه کم ساده‌تر بشه؟

تقریباً یه سال قبل از اینکه ریشه رو به شکل امروزی‌ش ببینین، شروع کردیم به تحقیق کردن، ساختن و امتحان کردن. با ایده‌های مختلف جلو رفتیم، با آدم‌های مختلف حرف زدیم، و بارها فهمیدیم چیزی که فکر می‌کردیم جوابه، جواب نیست.

ولی یه چیز کم‌کم برامون روشن‌تر شد.

مسئله فقط فرستادن یه هدیه، گرفتن نوبت دکتر یا انجام دادن یه کار تو ایران نیست.

مسئله، ارتباطه.

اینکه وقتی خودتون نمی‌تونین اونجا باشین، هنوز بتونین کنار خانواده‌تون باشین.

و بعد جنگ شروع شد.

همه‌چیز یهو شکل دیگه‌ای پیدا کرد.

تو روزهایی که ارتباط‌ها سخت شده بود و خانواده‌ها نگران هم بودن، فهمیدیم هیچ‌کدوم از چیزهایی که تا اون روز دربارهٔ محصول و بازار و مدل کسب‌وکار فکر کرده بودیم، به اندازهٔ یه چیز مهم نیست:

اینکه خانواده‌ها بتونن صدای هم رو بشنون.

ریشه همون روزها معنای دیگه‌ای پیدا کرد.

به‌جای اینکه منتظر بمونیم محصول کامل بشه، شروع کردیم به ساختن چیزی که همون لحظه لازم بود. یه راه ساده برای اینکه آدم‌هایی که خارج از ایرانن بتونن با خانواده و عزیزانشون ارتباط بگیرن و مطمئن بشن صداشون به هم می‌رسه.

چیزی که قرار بود یه کسب‌وکار باشه، تو اون روزها برای ما شد یه مسئولیت انسانی.

و بعد اتفاقی افتاد که شاید هیچ‌وقت براش برنامه‌ریزی نکرده بودیم.

ریشه تو قلب ده‌ها هزار نفر معنا پیدا کرد.

آدم‌هایی که دنبال یه راه برای ارتباط با خانواده‌شون بودن. آدم‌هایی که فقط می‌خواستن مطمئن بشن عزیزشون حالش خوبه. آدم‌هایی که برای چند دقیقه شنیدن صدای کسی که دوستش دارن، اومدن سراغ ریشه.

همون‌جا فهمیدیم ریشه فقط اسم یه محصول نیست.

ریشه یعنی چیزی که آدم رو، هرچقدر هم دور شده باشه، به خونه و آدم‌هاش وصل نگه می‌داره.

ما هنوز اول این مسیریم و خیلی چیزها رو باید یاد بگیریم و بسازیم.

ولی اگه بخوام امروز بگم ریشه چرا به وجود اومد، جوابم ساده‌ست:

برای اینکه فاصله، نباید مانع کنار هم بودن آدم‌ها بشه.

و شاید به همین دلیله که اسمش ریشه‌ست؛ چون هرچقدر هم دور بشیم، باز یه بخشی از ما به جایی و کسایی وصل می‌مونه که از اونجا اومدیم.

#ریشه#اپلیکیشن ریشه#risheh#ریشه چیست#داستان ریشه#اپلیکیشن ایرانیان خارج از کشور
بلاگ ریشه
از زبان تیم ریشه
همه‌ی مقالات